تبليغاتX
استامينوفن كدئين
آرامشي كه گاهي بعد از نوشتن نصيبم مي‌شود، كمتر از تأثير كدئين بر سردردهاي گهگاه‌ام نيست
 
يكي اين بچه رو ساكت كنه!!!
 
+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم خرداد 1387، توسط دريا  | 

     
  
 
اي نام تو بهترين سرآغاز
بي نام تو نامه كي كنم باز
بي نام تو نامه كي كنم باز
اي نام تو بهترين سرآغاز
چون نام تو بوده در سرآغاز
من نامة خود نموده‌ام باز
نام تو اگر نشد سرآغاز
من نامة خود نمي‌كنم باز
هي نام تو بود در سرآغاز
هي نامة خود نموده‌ام باز
نام تو اگر شود سرآغاز
من نامه زياد مي‌كنم باز
گر نام شما نشد سرآغاز
عمراً اگه نامه‌اي كنم باز
بايد تو شوي فقط سرآغاز
تا نامة خويش را كنم باز
پس نام تو بود در سرآغاز
گر نامة خويش كرده‌ام باز
آنجا كه تو نيستي سرآغاز
من نامة خود نمي‌كنم باز
جانِ من اگر تويي سرآغاز
من نامة خويش را كنم باز
   
 
  
   
پ.ن: اسم شاعر یادم نمونده!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387، توسط دريا  | 

 
درصورتیکه دوست ندارید به‌نوعی تیغ زده بشيد، از دیدن این فیلم خودداری فرمایید!
 
پ.ن: خوب شد شنبه‌ها بليط نيم‌بهاست و نصفه نيمه از جيب‌مون رفت...
 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387، توسط دريا  | 

 

  

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم خرداد 1387، توسط دريا  | 

 
الآن که بیشتر ازت می‌دونم، چقدر راحت بودن باهات و باور كردنت برام سخته...
 
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387، توسط دريا  | 

 
عنوانِ "معجزه هزاره سوم" خوشِ حلالت که کسی جز تو سزاوار این لقب نبوده و نیست و به گمونم نخواهد بود!!!
هیچ‌كس جز معجزه هزاره سوم نمي‌تونست در مدت ۳ سال زماني به طول بيست سال رو طي كنه، البته رو به عقب و به سمت دهه شصت!
هر روز يك قدم، يك اتفاق جديد كه اگر به برآيندش نگاه كنيم از قابليت تحملي كه در درون‌مون بالقوه بوده و ازش خبر نداشتيم خودمون هم متعجب مي‌شيم.
تازگي‌ها هم كه پديده خاموشي و رفتن برق كه كم‌كم داشت به خاطرات كودكي مي‌پيوست، به لطف معجزه عزيز باز زنده شده.
اينم يك نشونه ديگه... احساس پس‌رفت داره حالم رو به هم مي‌زنه... وقتي بهش فكر مي‌كنم از اين خفقان و مرگ تدريجي اعصابم خرد مي‌شه!

تحرير شده در يكي از خاموشي‌هاي پي‌درپي مكرر هر شبِ!!!
 
 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1387، توسط دريا  | 

 
بی‌تفاوتی!
 
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم خرداد 1387، توسط دريا  | 

 
تنها صبر و سکوت و دیگر هیچ!
 
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم خرداد 1387، توسط دريا  | 

 
چنان به موی تو آشفته‌ام، به بوی تو مست 
که نیستم خبر از هر چه در دو عالم هست...
 
پ.ن: مطمئنم اینکه الآن در درونم چه آشوبی برپاست رو دیگه فقط من می‌دونم و خدا...
 
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387، توسط دريا  |